همدردی گزینشی؛ سلاح خاموش جنگ روایتها
سمانه کارگرزاده در گفتگو با کرمان ۱۴۰۰ گفت: در هر جنگی، درد انسانها باید فارغ از ملیت، مذهب و جغرافیا دیده شود؛ اما در جنگ روایتها، گاهی رنج انسانها نیز به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل...
سمانه کارگرزاده در گفتگو با کرمان ۱۴۰۰ گفت: در هر جنگی، درد انسانها باید فارغ از ملیت، مذهب و جغرافیا دیده شود؛ اما در جنگ روایتها، گاهی رنج انسانها نیز به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل میشود.
وی ادامه داد: این پدیده را میتوان «سندروم همدردی گزینشی» نامید؛ وضعیتی که در آن، برخی رسانهها و جریانهای تبلیغاتی تنها قربانیانی را برجسته میکنند که با روایت مطلوبشان همخوانی داشته باشند و در مقابل، رنج دیگر انسانها را نادیده میگیرند یا کماهمیت جلوه میدهند.
این مدرس سوادرسانه اظهار کرد: در چنین فضایی، ارزش جان انسانها نه بر اساس کرامت انسانی، بلکه بر مبنای کارکرد رسانهای آنها سنجیده میشود. یک حادثه ممکن است ساعتها در صدر اخبار بماند، اما حادثهای مشابه در نقطهای دیگر، تنها به دلیل ناسازگاری با چارچوب روایت، بازتاب اندکی پیدا کند یا اصلاً دیده نشود.
وی بیان کرد: این رویکرد، تنها به تحریف واقعیت منجر نمیشود؛ بلکه احساسات مخاطب را نیز هدایت میکند. مخاطب بهتدریج میآموزد برای برخی قربانیان اندوهگین باشد و نسبت به برخی دیگر بیتفاوت بماند. این همان نقطهای است که جنگ روایتها از عرصه اطلاعرسانی عبور کرده و به میدان مدیریت احساسات عمومی وارد میشود.
کارگرزاده عنوان کرد: در برابر این پدیده، وظیفه رسانههای حرفهای آن است که معیار خود را حقیقت و کرامت انسان قرار دهند، نه مصلحتهای سیاسی یا رقابتهای رسانهای؛ همچنین مخاطبان نیز باید از خود بپرسند، آیا آنچه میبینیم، همه واقعیت است یا تنها بخشی از آن که انتخاب شده تا احساسات ما را در مسیری مشخص هدایت کند؟
وی خاطرنشان کرد: در عصر جنگ شناختی، هوشیاری تنها به تشخیص خبر درست محدود نمیشود؛ بلکه باید نسبت به «آنچه دیده نمیشود» نیز حساس بود. گاهی سکوت درباره یک رنج، به اندازه بزرگنمایی رنجی دیگر، بخشی از عملیات روایتسازی است. جامعهای که بتواند این الگو را تشخیص دهد، کمتر گرفتار همدردی گزینشی و بازیهای رسانهای خواهد شد.