رسانه؛ سازنده ذهن
رسانهها دیگر فقط ابزار انتقال خبر نیستند؛ آنها به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شدهاند و میتوانند بر نوع نگاه ما به خودمان، دیگران و جامعه اثر بگذارند.
هر روز با انبوهی از خبرها، تصاویر، ویدئوها و پیامها مواجهیم. شاید هرکدام تنها چند ثانیه توجه ما را جلب کنند، اما تکرار آنها میتواند بهتدریج ذهن و نگرش ما را تغییر دهد.
تأثیر رسانه معمولاً ناگهانی نیست. کمتر پیش میآید فردی با دیدن یک خبر، بلافاصله عقیده خود را تغییر دهد. آنچه اهمیت دارد، تکرار یک پیام و قرار گرفتن مداوم در معرض یک نوع روایت است.
وقتی یک تصویر، ادعا یا نوع خاصی از نگاه بارها مقابل چشم ما قرار میگیرد، ذهن به آن عادت میکند. در نتیجه ممکن است همان روایت را طبیعی، درست یا حتی بدیهی تصور کنیم.
یکی از مهمترین شیوههای اثرگذاری رسانه، انتخاب موضوعات و برجسته کردن آنهاست. رسانه نمیتواند درباره همه اتفاقات به یک اندازه صحبت کند؛ بنابراین انتخاب اینکه چه چیزی دیده و چه چیزی نادیده گرفته شود، اهمیت دارد.
حتی نحوه روایت یک اتفاق نیز میتواند برداشت مخاطب را تغییر دهد. ممکن است دو رسانه یک رویداد واحد را پوشش دهند، اما با انتخاب تیتر، تصویر و زاویه متفاوت، دو تصویر کاملاً متفاوت از آن ارائه کنند.
برای نمونه، اگر فردی هر روز با اخبار منفی، تصاویر بحران و روایتهای ناامیدکننده روبهرو شود، ممکن است به مرور تصور کند جامعه سراسر با شکست و مشکل مواجه است.
در مقابل، نمایش مداوم زندگیهای بینقص و موفقیتهای دیگران در شبکههای اجتماعی نیز میتواند تصویری غیرواقعی از زندگی ایجاد کند. مخاطب ممکن است زندگی واقعی خود را با این ویترین مقایسه کند.
شبکههای اجتماعی این مسئله را پیچیدهتر کردهاند. الگوریتمها معمولاً محتوایی را بیشتر به ما نشان میدهند که احتمال میدهند مورد علاقهمان باشد.
در نتیجه ممکن است بارها مطالبی را ببینیم که با باورهای قبلی ما هماهنگ هستند و کمتر با دیدگاههای متفاوت مواجه شویم. این اتفاق میتواند تصور ما از واقعیت را محدود کند.
گاهی فرد تصور میکند همه مردم مانند او فکر میکنند، در حالی که آنچه در صفحه شخصی او دیده میشود، الزاماً بازتاب دیدگاه کل جامعه نیست.
یکی دیگر از روشهای اثرگذاری رسانه، تکرار است. یک ادعای نادرست ممکن است بارها در کانالها و صفحات مختلف منتشر شود و به دلیل تکرار زیاد، برای مخاطب آشنا و باورپذیر به نظر برسد.
اما تکرار یک ادعا، آن را به واقعیت تبدیل نمیکند. آشنایی با یک خبر نیز به معنای درست بودن آن نیست و مخاطب باید میان «شنیدن» و «اطمینان یافتن» تفاوت قائل شود.
تصویر نیز نقش مهمی در شکل دادن به ذهن دارد. یک عکس انتخابشده، موسیقی خاص یا حتی نحوه تدوین یک ویدئو میتواند احساس مخاطب را پیش از خواندن متن تحت تأثیر قرار دهد.
گاهی مخاطب تصور میکند خودش به یک نتیجه رسیده است، در حالی که انتخابهای رسانهای از ابتدا مسیر ذهنی او را تا حدی مشخص کردهاند.
البته این موضوع به معنای منفی بودن رسانه نیست. رسانه میتواند ابزاری برای آگاهی، آموزش، مطالبهگری و افزایش شناخت اجتماعی باشد و حتی نگاه ما را نسبت به مسائل مهم اصلاح کند.
یک رسانه مسئول میتواند اطلاعات درست را در اختیار مخاطب قرار دهد، باورهای نادرست را به چالش بکشد و جامعه را نسبت به مسائل مهم حساستر کند.
بنابراین مسئله اصلی، وجود رسانه نیست؛ بلکه نحوه استفاده ما از آن است. مخاطب باید بداند هر محتوایی که میبیند، الزاماً حقیقت کامل نیست و هر روایتی نیازمند بررسی است.
اینجاست که سواد رسانهای اهمیت پیدا میکند. مخاطب آگاه کسی نیست که هیچ محتوایی را نبیند؛ بلکه کسی است که هر محتوایی را بدون بررسی و تحلیل نمیپذیرد.
باید از خودمان بپرسیم این پیام را چه کسی تولید کرده است؟ هدف آن چیست؟ منبع خبر کجاست؟ چه بخشی از واقعیت گفته شده و چه بخشی نادیده گرفته شده است؟
همچنین باید دید آیا منابع معتبر دیگری نیز این خبر را تأیید میکنند یا نه. مقایسه چند منبع میتواند کمک کند تصویر کاملتری از یک موضوع داشته باشیم.
عادتهای رسانهای خودمان نیز اهمیت زیادی دارند. اگر تمام روز در معرض یک نوع محتوا قرار بگیریم، طبیعی است که همان محتوا تأثیر بیشتری بر ذهن و قضاوت ما بگذارد.
تنوع منابع، فاصله گرفتن گاهبهگاه از فضای مجازی و پرهیز از بازنشر مطالب تأییدنشده، از راهکارهایی است که میتواند قدرت تحلیل مخاطب را افزایش دهد.
در نهایت باید پذیرفت که ذهن انسان در برابر تکرار بیتفاوت نیست. آنچه هر روز میبینیم، میشنویم و میخوانیم، بهتدریج میتواند بر نگرش و قضاوت ما اثر بگذارد.
در عصر انفجار اطلاعات، سواد رسانهای دیگر یک مهارت فرعی نیست؛ ضرورتی برای زندگی آگاهانه است. قرار نیست از رسانه فرار کنیم، بلکه باید یاد بگیریم آگاهانه آن را مصرف کنیم.
اگر ما روایتها را بررسی و انتخاب نکنیم، ممکن است روایتهای تکرارشونده بهتدریج انتخابهای ذهنی ما را شکل دهند. رسانه میتواند پنجرهای به سوی آگاهی باشد؛ به شرط آنکه اجازه ندهیم ذهنمان را بدون اجازه خودمان مدیریت کند.
انتهای خبر/